يادداشت مايند موتور
آكسيون رفقای ما بار ديگر فرياد آزادی و برابری را رساتر از هميشه به گوش همگان رساند. اين تنها گوشه ای از قدرت و شعور سياسی جنبش چپ دانشجويی بود.
رفقايی كه بی توجه به بنگاه ها و نهادهای وابسته به حكومت و سانسور خبری رسانه های نارسای داخلی و خارجي، فرياد نه به جنگ و نه به استبداد داخلی را سر دادند. تحريريه ی مايند موتور دست تك تك رفقا را به گرمی می فشارد.جنبش دانشجويی امروز حاصل يك شعور اجتماعی است. شعور اجتماعی نه در كلاسهای دانشگاهی بلكه در بيرون از كلاسها- آنجا كه ميل به آگاهی شكل می گيرد- رخ می نمايد. اساتيد دانشگاهی با آن لباسهای آهارزده شان تنها حامل اطلاعات اند. آنها اين اطلاعات را هميشه دور از هر گونه ويروس و آلودگی نگه خواهند داشت. دانشجويان در نهايت با جمع آوری اين اطلاعات و ارائه ی رساله های حقيرانه شان به همان حاملان اطلاعات تبديل می شوند و اين چرخه ادامه می يابد. در اين چرخه نه ديالكتيكی هست و نه تاريخي. اينجا تكرار حكمفرماست. كما اينكه تكرار هيچوقت نظريه ی تكامل را دنبال نمی كند. جنبش جمعی دانشجويی متشكل از دانشجويانی است كه نه حامل بلكه عامل اطلاعات اند. شور و شعور آنها ناشی از گونه ای هستی اجتماعی است. عاملان همواره انقلابی بوده اند. آنها همواره به مثابه ی آنتی تز هايی بوده اند كه در مقابل وضعيت موجود می ايستند؛ و جنبش دانشجويی را به تنها مبارزه ای كه برای ما وجود دارد، يعنی مبارزه ی طبقاتي، پيوند می زنند.بايد بدانيم هيچ راهی بجز انقلاب باقی نمانده است. ليبراليسم در شرايط فعلی چيزی جز حرام زادگی نيست. گونه ای تن دادن به حكومت پدر سالار. حرام زادگان هميشه دنبال پدر گمشده ی خود می گردند. در عوض جنبش چپ به آگاهی اعضای خودش بسنده می كند. به عاملان اش. درحالی كه امپرياليسم خارجی و فاشيسم داخلی دست به دست هم جامعه ی ما را به سوی نابودی می كشانند و نويسندگان و روزنامه چيان اسكل وطنی افكار قراضه ی خود را به تيغ ارشاد می سپارند تا به هر نحوی كه شده در نبود نويسندگان واقعي، “نويسنده” باشند و مكتب انتقادی مجوز دار باشند، جنبش چپ دانشجويی هيچ پدری را به رسميت نمی شناسد. برای گرفتن تائيد هيچ كدام از اين حرام زاده ها را دارای صلاحيت نمی داند و نشان داده است كه در شرايط فعلی تنها آلترناتيوی ست كه آزادی و برابری واقعی را برای انسانها به ارمغان می آورد. اين يك جنبش صنفی و درون دانشگاهی نيست. چرا كه اعضای آن دانشگاه را به رسميت نمی شناسند. برای همين است كه نمی توان آن را به عنوان يك حركت آنارشيستی زير نظر دانشگاه و مسئولين به حساب آورد. اعضای اين جنبش مازاد فرهنگ حاكمند. در حقيقت آنها از چرخه ی فرهنگی بيرون جهيده اند. دانشگاه به عنوان يك نهاد دولتی و فرهنگی سعی در شناسايی و كنترل آنها دارد. و از آنجا كه هيچ اشتراكی ميان خودش و آنها نمی يابد تا از طريق آن وارد اين جريان شده و متقاعدشان كند، پس دست به سركوب وحشيانه می زند. كاری كه ما در هفته ی اخير به وضوح مشاهده كرديم. دولت راه حل را در حذف رقيبان می داند. بايد به اين حرام زادگان بگوييم تنها راه حذف اين جنبش، حذف هستی اجتماعی است. يعنی انجام دادن يك امر محال.ما طرفدار آلودگی جامعه هستيم. همانطور كه در كتاب هنر مسلّح نوشته ايم، “مشت”های ما، يعنی همان جعبه های ميل ما بالا رفته اند، و باز می شوند، و ويروس های خود را پخش می كنند. جنبش آلودگی در حال گسترش است و روزی همه جا را آلوده خواهد كرد. ما ميل خود را از اين جعبه ها، يعنی از مشت هايمان به بيرون پرتاب می كنيم تا در خيابان هيولاهای آلوده ای باشيم كه جنبش آلودگی را به پيش می برند. ما تنها منتقد نيستيم، ما خواهان قدرت نيز هستيم و در اين راه با هيچ گروه و دسته ای كنار نمی آئيم؛ و اين قدرت را روزی به دست خواهيم آورد.

2 Comments:
At December 22, 2007 at 12:59 PM ,
Anonymous said...
فرا ز رود نغمه خوان
شکفته باغ کهکشان
سوزد شب در این میان
رود و سرودش،اوج و فرودش،می رود تا دریای دور
باغ آیینه، بارد در سینه،میرود تا ژرفای دور
موجی در موجی می بندد،بر افسون شب می خندد،با آبی ها می پیوندد
در اهتزاز باد پرچم سرخ جنبش کمونیستی
At December 22, 2007 at 1:00 PM ,
Anonymous said...
یادم رفت اسمم رو بذارم!!!!!!!!
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home