kazimoto/گوژپشت نتردام

مائیم و می و مطرب و این کنج خراب/ جان و دل و جام و جامه در رهن شراب/ فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب/ آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

Tuesday, August 12, 2008

بازجویی

نام: بوق
نام خانوادگی: ترافیک
به تازگی مرده ای از روی من پرید. حصار کشیدم. حصار را هم پرید. خودم را کشیدم
دید که اهلش نیستم
گفت ببخشید
گفتم: مگه خری خارکـسـده؟
گفت نه، شیرازی‌ام.
گفتم: پس چرا…..
و قرررررررررت
دوباره کاغذ را گذاشت توی ماشین تحریر و شروع کرد
:نام و نام خانوادگی

برش داشتم و خوردمش. دیدم نیم کیلو ناخالصی زبانی دارد. زبانم را در سوراخ هایش چرخاندم و اغلاط املایی-انشایی‌اش را پاک کردم. دوباره قورتش دادم. در معده کنار تئوری‌های ادبی نگهش داشتم و بعد با یک عق بالایش آوردم
شد: فرهنگ

ايران
که به ريشه‌هاش می‌گه علفِ هرز و شاخه‌هاشو می‌کـَنه…می‌گه عينک بزن، می‌گم آفتاب نيس، می‌گه بزن درمياد
!!!!!!!!!

!آخیش........ بالاخره ....خارج شد

ایدئولوژی
زن اروپایی: پـورنـوگـرافی عام و تولید شده
زن ایرانی: پـورنـوگـرافی خاص و تولید نشده
ولی نه، من جِدٌن معتقدم که شعر فارسی باید جزئی‌نگر بشه. یعنی باید به جای جیگر بگه
babe!
منبع:مایند موتور