بازجویی
نام: بوق
نام خانوادگی: ترافیک
به تازگی مرده ای از روی من پرید. حصار کشیدم. حصار را هم پرید. خودم را کشیدم
به تازگی مرده ای از روی من پرید. حصار کشیدم. حصار را هم پرید. خودم را کشیدم
دید که اهلش نیستم
گفت ببخشید
گفتم: مگه خری خارکـسـده؟
گفت نه، شیرازیام.
گفتم: پس چرا…..
و قرررررررررت
دوباره کاغذ را گذاشت توی ماشین تحریر و شروع کرد
:نام و نام خانوادگی
برش داشتم و خوردمش. دیدم نیم کیلو ناخالصی زبانی دارد. زبانم را در سوراخ هایش چرخاندم و اغلاط املایی-انشاییاش را پاک کردم. دوباره قورتش دادم. در معده کنار تئوریهای ادبی نگهش داشتم و بعد با یک عق بالایش آوردم
شد: فرهنگ
ايران
که به ريشههاش میگه علفِ هرز و شاخههاشو میکـَنه…میگه عينک بزن، میگم آفتاب نيس، میگه بزن درمياد
!!!!!!!!!
!آخیش........ بالاخره ....خارج شد
ایدئولوژی
زن اروپایی: پـورنـوگـرافی عام و تولید شده
زن ایرانی: پـورنـوگـرافی خاص و تولید نشده
ولی نه، من جِدٌن معتقدم که شعر فارسی باید جزئینگر بشه. یعنی باید به جای جیگر بگه
ولی نه، من جِدٌن معتقدم که شعر فارسی باید جزئینگر بشه. یعنی باید به جای جیگر بگه
babe!
منبع:مایند موتور
